قلعه اونار
قلعه ایست در اونار یکی از دهستان های توریستی مشگین شهر...

قلعه ایست در اونار یکی از دهستان های توریستی مشگین شهر...

امروز هوا 10 درجه زیر صفر شده...
بخاطر برف و سرما نتونستم برم مدرسه همه جا یخ بندون بود ...
منم یک ساعت فقط درس داشتم که اداره اومده و غیبت نوشته برام و حالمان را گرفته...
بعضی هاش واقعا جالب بودن


اخه چقد این بیچاره ها مشکل دارن...
همه شون زناشون رو یا طلاق دادن یا در شرف طلاقن
مثل همین سریال مادرانه دیدن که دختر اون مرد پولدار معتاد شده بود...
عاشق یه پسر پاپتی شده بود
بابا همین پژمان جمشیدی و همه این فوتبالیستا ماشین سوار شدناشونم الکی بوده ما نمیدونستیم...
خوب شد ما پولدار نشدیما...
من اینجا شخصا از tv جان تشکر میکنم به خاطر این همه اگاهی بخشی
فقط کاش دنیای واقعی هم همنجوری بود اقا ضرغامی
یا باب الحوایج شیعیانت رو در یاب...
من که معلمم تو این کلاس بی رنگ لعاب دلم میگیره چه برسه به بچه ها...







.....
ب
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. کوروش کبیر
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن کوروش کبیر
بعضی ها رو نباید تحویل میگرفیتم ولی گرفتیم
به بعضی ها نباید رو میدادیم ولی دادیم
با بعضی ها نباید حرف میزدیم که زدیم
این از سخاوت ماست نه از حماقت !!!
اما این هفته یه تکلیفی تو کتاب کار و فناوری (حرفه و فن سابق)دیدم که کمی عجیب بود.
تکلیف این از بچه ها این رو میخاد که با وسایلی نظیر چسب ،قیچی،کاغذ،نخ،مداد چه فناوری میتونیم بسازیم که مشکلی رو تا بحال قابل حل نبوده !!! رو ساخت
باز میگفت یه چیز جالب یه چیزی فناوری برای حل مشکل ؟؟
اخه بابا انشتینم با این چیزا نمیتونه مخترع باشه